هم زبون
بارالها، دل های ما را به باطل میل مده پس از آنكه به حق هدایت فرمودی
تو محرم خوبه مردن، اگر هم خواب بمیرم کی می دونه شاید امسال واسه ارباب بمیرم... هــ . جــ 1: رفقاتون رو همیشه یاد کنید مخصوصا تو این شب ها... السلام علیک یا اباعبدالله سلام و درود خدا بر تو ای کشتی نجات و سلام خدا بر تو ای زنده نگهدارنده راه و رسم مردانگی. دلم نیامد ننویسم. این بار مرا ببخش که در محرم از تو و عباست نمی گویم. ولی می خواهم از راه و رسم مردانگی در این زمانه بگویم. زمانه ای که با گذشت 1368 سال از واقعه کربلا هنوز هم کوفیان و یزیدیان در آن زیادند. کوفیانی که عهد می بندند و وفای به عهد نمی کنند. کوفیانی که شرم و حیا را خورده اند و بی غیرتی را سرلوحه کار خود کرده اند. امروز نیز علی اصغر های زیادی به روی دستان پدر، غرق در خون هستند و مادران و عمه های بسیاری در غم از دست دادنشان خون گریه می کنند. امروز نیز گریه ی کودکان و شیون زنان از هر نوایی برای این نامردان خوش تر است. امروز غزه کربلاست و کودکان آن علی اصغر. لعنت خدا بر کوفیان... هـ .ج۰: دلم می خواد هر کس که این پست رو می خونه تو قسمت نظرات بگه که از واقعه کربلا چه درسی گرفته؟! هـ .ج1: آخ که چه خوب میشد اگه توی محرم به جای اینکه بریم تو مساجد و عزاداری کنیم یه خورده درس غیرت و وفاداری یاد می گرفتیم... هـ .ج2: اگه قطره اشکی تو این شبا ریختید حتما به یاد ما هم باشید و برای شفای تمام مریض ها دعا کنید... و تو ای حسین، ای نام آشنای گیتی بعد از گذشت 40 روز خواهرت همچنان از مظلومیت تو برای امتت می گوید، و پسرت همچنان در مدحت نوحه می سراید و محبانت همچنان در عزای تو سیاه پوشند... امشب چه نوحه ای خواهد خواند سجاد بر بالای قتلگاه؟! امشب چه می گذرد در دل پر خون زینب؟! امشب تا صبح چه خواهند کرد محبانت؟! یا حسین پذیرا باش عزادارانت را در روز محشر... عمه ی سادات بی قراره غصه و غم اش بی شماره تموم غصه اش غم یاره تنها امیدش بی پناهه روزهای سختی توی راهه رو خاک سوزان پا میذاره ذکر آسمون ها وای زینب ذکر کهکشون ها وای زینب ذکر خاک صحرا وای زینب ذکر سینه زن ها وای زینب امشب بیشتر از هر شب دیگه ای بچه ها به عمو عباسشون نیاز دارن. امشب بیشتر از هر شب دیگه ای زینب به غیرت عباس نیاز داره. امشب بیشتر از هر شب دیگه ای رقیه بهونه ی باباشو می گیره. کیست که زینب را تسلی دهد... امان از دل زینب... بگذار اول گریه هایم را بکنم، غریبانه در کنار توی غریب ضجه بزنم، بگذار زار بزنم، بگذار گریه کنم. نگو چرا دیوانه وار و سراسیمه دویدی! سر به ستون خیمه ها نهادی و زار زدی! وقتی شمر ملعون بر سینه ات نشسته بود. وقتی تن بی سرت زیر سم اسبان خرد می شد و صدای ناله های مادر را می شنیدم، وقتی سرت به نیزه دیدم، تو بگو چه می کردم؟؟ هر کجا زمزمه آب روان می شنوم در خیالم لب عطشان تو را می بینم. فرا رسیدن ماه عزا و ماتم اهل بیت بر شما و خانواده محترمتان تسلیت باد.
هــ . جــ 2: آنان که رفتند، کاری حسينی کردند. آنان که ماندند بايد کاري زينبی کنند و گرنه يزيدی اند...






